معنی نظامالدین کبودجامه
5 بازدید
[ نِ مُدْ دی نِ کَ مَ ] (اِخ) (امیر...) استرابادی، از شاعران قرن ششم و از امیران عهد سلطان تکش و حکمران فیروزکوه است، گویند سلطان تکش کسی را به آوردن سر او فرستاد و او خود به دربار سلطان آمد و با این رباعی آتش غضب سلطان را فرونشاند: من خاک تو در چشم خرد می آرم عذرت نه یکی نه ده که صد می آرم سرخواسته ای به دست کس نتوان داد می آیم و بر گردن خود می آرم. (از هفت اقلیم، ذیل اقلیم چهارم استرآباد) (تذکرهٔ روز روشن ص ۸۳۲).
کلمات همقافیه با «نظامالدین کبودجامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر