معنی نظامالدین قمری
5 بازدید
[ نِ مُدْ دی نِ قُ ] (اِخ) از شعرای قرن هفتم اصفهان و با کمال الدین اسماعیل و اثیرالدین اومانی معاصر است و به روایت مؤلف عرفات مداح آل صاعد و نیز ابوبکربن سعد زنگی بوده است. او راست: سرگشته دلم در آرزوئی مانده ست در چنبر زلف ماه روئی مانده ست این شیر همیشه بود زنجیرگسل و امروز چنین بسته به موئی مانده ست. به خدائی که دست قدرت او آرد از شاخ خشک میوهٔ تر که مرا بی رخت شراب مباد نیست جز آب چشم و خون جگر. (از مجمع الفصحا چ مصفا ج ۳ ص ۱۴۱۰) (صبح گلشن ص ۵۲۹) (قاموس الاعلام ج ۶).
کلمات همقافیه با «نظامالدین قمری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر