معنی نظارگی

معنی نظارگی

7 بازدید
[ نَ ظ ْظا رَ / رِ ] (حامص)بینندگی. مشاهده. (ناظم الاطباء). دیدن. (از برهان قاطع). نظر کردن. (از آنندراج). || (ص نسبی) نظرکننده. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به شواهد ذیل معنی بعدی شود. || تماشاچی. تماشاگر: سلطان محمود... چون به دروازهٔ شهر رسید چشمش در میان نظارگیان بر پسری افتاد چرکین جامه... اما سخت نیکوروی. (نوروزنامه). نظارگیان رخ زیبای تو بر راه افتاده چو زلف سیهت یک به دگر بر.سنائی. عجب ماند از آن کار نظارگی به عبرت فروماند یکبارگی.نظامی. فرودآمد به یکسو بارگی بست ره اندیشه بر نظارگی بست.نظامی. در آن معرکه راند شه بارگی همی بود بر هر دو نظارگی.نظامی. سخت زیبا می روی یکبارگی در تو حیران میشود نظارگی.سعدی. مجلس یاران بی نالهٔ سعدی خوش نیست شمع می گرید و نظارگیان می خندند.سعدی.
[ نَ رَ / رِ ] (ص نسبی) بیننده. تماشاچی. تماشاگر. نَظّارَگی. نظارِگی : هم پیکر سلامت و هم نقش عافیت از دیدهٔ نظارگیان در نقاب شد.خاقانی. در دیدهٔ نظارگیان جمال تست بی نورتر ز خانهٔ بی روزن آینه. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «نظارگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید