معنی نظاره شدن
6 بازدید
[ نَ رَ / رِ شُ دَ ] (مص مرکب) خیره شدن : بیاراست جشنی که خورشید و ماه نظاره شدند اندر آن جشنگاه.فردوسی. نهادند بر دشت هیزم دو کوه جهانی نظاره شده همگروه.فردوسی. بدین بحر حوض جهان شد نظاره در این حوض حوت فلک شد شناور. خاقانی.
کلمات همقافیه با «نظاره شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر