معنی نطنطة
3 بازدید
[ نَ نَ طَ ] (ع مص) سفر دور کردن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). نطنطالرجل؛ باعد سفره. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || دور شدن زمین. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نطنطالارض؛ بعدت. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || دراز کشیدن چیزی را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نطنطالشی ء؛ مده. (متن اللغة) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نطنطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر