معنی نطنز

معنی نطنز

5 بازدید
[ نَ طَ ] (اِخ) نام یکی از بخش های شهرستان کاشان است، این بخش در قسمت جنوب غربی شهرستان کاشان واقع است و هوای آن به نسبت پست و بلندی زمین متغیر است، قسمت غربی و جنوبی بخش کوهستانی و سردسیر است و قسمت شرقی و شمالی آن دشت شنزار است و هوائی معتدل دارد. آب قراء بخش از زهاب رودخانه های کوهستانی و قنوات تأمین می گردد، محصول عمدهٔ این بخش غلات و اقسام میوه هاست. بخش نطنز از پنج دهستان تشکیل شده است: دهستان مرکزی، طرق رود، چیمه رود، برزرود و بادرود. در این بخش جمعاً ۴۹ قریه و آبادی واقع است و جمعیت بخش در حدود ۴۴۰۰۰ نفر است کوه مرتفع کرکس در این بخش واقع است و بسیاری از قنوات بخش از آن کوه سرچشمه می گیرند. دهستان مرکزی بخش نطنز از ۱۶ آبادی تشکیل شده است و جمعیت آن در حدود ۱۲۰۰۰ نفر و قراء مهم آن عبارت است از قصبهٔ نطنز، سرشک، طامه، افرشته، اوره و شوشاد و خفر و مزیدآباد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ نَ طَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی بخش نطنز از شهرستان کاشان است و در ۳۲۶ هزارگزی تهران و ۷۴ هزارگزی جنوب شرقی کاشان و ۷۱ هزارگزی مغرب اردستان واقع است، مشخصات جغرافیائی آن عبارت است از طول ۵۱ درجه و ۵۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه، عرض ۳۳ درجه و ۳۱ دقیقه و ۳۰ ثانیه، ارتفاع ۱۳۷۲ گز. این قصبه و مزارع مربوط بدان در درهٔ شرقی کوه کرکس واقع است و هوایش سردسیر است. آب قصبه از ۲۵ رشته قنات تأمین می گردد. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و انواع میوه ها و محصولات صیفی است و خربزه و هندوانهٔ آن شهرتی دارد. جمعیت قصبه ۴۰۰۰ تن است. شغل عمدهٔ اهالی زراعت است و چینی سازی و قالی بافی. ابنیهٔ قدیمی قصبه بدین شرح است: ۱ -بنای آتشکدهٔ کوشک که از سنگ و ساروج ساخته شده و از بناهای عهد ساسانی است. ۲ -محراب مسجد کوچهٔ میر که در عهد سلجوقیان ساخته اند. ۳ -مسجد جمعه که به سال ۷۰۴ هـ . ق. بنا شده است. ۴ -مقبرهٔ شیخ عبدالصمد که در مسجد جامع واقع است و تاریخ بنای آن ۷۰۷ است. ۵ -کاروانسرای شاه عباسی. ۶- مقبرهٔ عون بن علی از آثار عهد صفوی. ۷- مقبرهٔ بی بی رقیه. ۸ -گنبد باز مربوط به دورهٔ صفویه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «نطنز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید