معنی نطعی
7 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) تنبان چرمی که پهلوانان در وقت کشتی گرفتن می پوشند و آن را تکه نیز گویند. (ناظم الاطباء). تنبان چرمی که استاد کشتی گیران پوشند. (غیاث اللغات) (آنندراج). مدتها آن [ چرم ] را در روغن خیسانیده باشند و تنبان از آن سازند و چون گویند فلان نطع پوش است مراد آن باشد که در کشتی سرآمد پهلوانان است. (از آنندراج). || چرمی که بر آن کشتی گیرند و این از آن جهت [ است ] که بر زمین پا قایم شود و بر چرم البته می لغزد و از پیش میرود و حریف را بر نطعی زود از پا درمی آورند. (آنندراج نقل از قول میرزا صادق علی خان). || پوستی که زیر پای اسب خاصهٔ سواری پادشاهان گسترند از جهت امتیاز آن از اسبان دیگر. (آنندراج از مصطلاحات الشعراء): شاید که بهر جلوهٔ شبرنگش آسمان گسترده است نطعی گوهرفشان برف. سعیدای اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نطعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر