معنی نضناض
6 بازدید
[ نَ ] (ع ص) حیة نضناض؛ مار بسیارجنبان و مضطرب که در یک جا قرار نگیرد و بسیار زهر که گزیدهٔ آن هلاک شود در حال؛ یا ماری که زبان بسیار بجنباند و بیرون آرد و درون برد. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). مار بی قرار. (دهار). نضناضة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نضناض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر