معنی نض

معنی نض

6 بازدید
[ نَ ض ض ] (ع ص، اِ) کار ناپسندیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). امر مکروه. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). || آب اندک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رجل نض اللحم؛ قلیله، کم گوشت. (المنجد) (از متن اللغة). || آنچه حاصل شود و میسر گردد از چیزی. (از متن اللغة). || درم و دینار نقد شده، یا درم و دینار. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). مال، زر و سیم. (مهذب الاسماء). درهم. دینار. (از اقرب الموارد) (المنجد). در تداول اهل حجاز: صامت از مال، مانند درم و دینار. (از متن اللغة). اهل حجاز هر درم و دیناری را نض گویند. (ناظم الاطباء). || (مص) نقد گردیدن درم و دینار. (از منتهی الارب) (آنندراج). گویند: خذ مانض لک من دینک؛ ای ماتیسر و تعجل. (اقرب الموارد)؛ بگیر از دین خود نقد شده را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || نقد گردیدن مالی پس از آن که متاع شده بود. (از ناظم الاطباء) (از المنجد). || اندک اندک روان گردیدن آب. (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). نضیض. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || تراویدن آب. (از آنندراج) (از المنجد). تراویدن آب از سنگ و امثال آن. (از اقرب الموارد). تراوش نمودن آب. (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة). نضیض. (اقرب الموارد). || از سر چوب تراویدن آب به افروختن طرف دیگر. (آنندراج). آب تراویدن از سر چوبی پس از آنکه سر دیگرش افروخته شود. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نضیض. (اقرب الموارد). || دریده شدن مشک از بسیاری پری. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (از المنجد). نضیض. (منتهی الارب). || ممکن گردیدن کار. رجوع به نَضیض شود. || آشکار کردن. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ظاهر کردن چیزی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). نضیض. (اقرب الموارد). || اندک دادن. (از منتهی الارب) (آنندراج). || بال جنبانیدن مرغ. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نض»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نض» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید