معنی نصیحتگوی
5 بازدید
[ نَ حَ ] (نف مرکب) نصیحت گو. رجوع به نصیحت گو شود: نصیحت گوی را از ما بگو ای خواجه دم درکش که سیل از سر گذشت آن را که می ترسانی از باران. سعدی.
کلمات همقافیه با «نصیحتگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر