معنی نصیحتکن
4 بازدید
[ نَ حَ کُ ] (نف مرکب) نصیحت گوی. اندرزگو. که پند دهد. که بخوبی و صلاح و صواب راهنمائی کند. ناصح خیرخواه مشفق : اگر مراد نصیحت کنان من این است که ترک دوست بگویم تصوری است محال. سعدی. هر که به گفتار نصیحت کنان گوش ندارد بخورد گوشمال.سعدی. من از کجا و نصیحت کنان بیهده گوی حکیم را نرسد کدخدائی بهلول.سعدی.
کلمات همقافیه با «نصیحتکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر