معنی واژه نصیح
5 بازدید
[ نَ ] (ع ص) پنددهنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ناصح. (مهذب الاسماء) (متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). نیکخواه. (دهار). نصیحت کننده. (فرهنگ خطی). ج، نُصَحاء.[ نَ ] (اِخ) ابن نهیک الکلابی، از شعرای عرب است و در حدود سال ۱۵۰ هـ . ق. درگذشت، در الاغانی قصیدتی از او نقل شده که مطلعش این است: ألا من لقلب فی الحجاز قسیمه منه بأکناف الحجاز قسیم. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۳۵۶). و نیز رجوع به الاغانی چ ساسی ج ۱۲ ص ۳۳ شود.