معنی نصوع

معنی واژه نصوع

9 بازدید
[ نُ ] (ع مص) پیدا و روشن شدن کار. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة). هویدا شدن. (تاج المصادر بیهقی). واضح و آشکار شدن امر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || خالص شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد) (از المنجد). نصاعة. (اقرب الموارد) (المنجد). خالص و بی آمیغ گردیدن. (آنندراج). || خالص گردیدن رنگ. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || سخت سپید شدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از آنندراج). سخت سپید شدن و خالص شدن رنگ، در مورد رنگ زرد و قرمز هم می شود. (از متن اللغة). نصاعة. (متن اللغة). || فرونشاندن آشامنده تشنگی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة) (آنندراج). || اقرار کردن. و گزاردن حق کسی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة) (آنندراج). || اظهار کردن و آشکار کردن دشمنی را. (از متن اللغة). || زادن مادر بچه را. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة) (آنندراج). || جویدن ناقه جُرَّة را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || (اِمص) خلوص : خلوص اعتقاد او در موالات دولت و نصوع سیرت و سریرت او در مطاوعت حضرت عرض داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۳). نصوح اخوت و نصوع مودت بقرار اصل بازرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۶۰).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید