معنی واژه نصور
6 بازدید
[ نُ ] (ع مص) یاری دادن. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از قاموس) (از متن اللغة). نصر. (متن اللغة) (ناظم الاطباء). رجوع به نصر شود. || رهانیدن کسی را از دیگری. (از منتهی الارب) (از آنندراج). رجوع به نَصر شود. || باران رسیدن به همهٔ زمین. (از منتهی الارب) (از آنندراج). رجوع به نَصر شود. || (ص، اِ) جِ ناصر. (از متن اللغة). رجوع به ناصر به معنی یاری کننده شود.[ نَ ] (ع ص) بسیار یاری کننده. (ناظم الاطباء). ناصر. (اقرب الموارد). رجوع به ناصر شود.