معنی واژه نصرت کردن
7 بازدید
[ نُ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) یاری کردن. یاری دادن. اعانت کردن. تأیید کردن : نصرت به دین کن ای بخرد مرخدای را گر بایدت که بهره بیابی ز نصرتش. ناصرخسرو. نصرةالدین چون عمر دین را همی نصرت کند عزدین در عز آن کوشد همی چون مرتضی. امیرمعزی (از آنندراج).