معنی نصراللََّه سنجانی

معنی واژه نصراللََّه سنجانی

6 بازدید
[ نَ رُلْ لا هِ سِ ] (اِخ) امیر قوام الدین، از احفاد رکن الدین محمودشاه سنجان، و از مشایخ قرن هشتم و نهم است و «در بدایت حال در سلک شرکاء قریهٔ سنجان که داخل ولایت خواف است انتظام داشت و به نگاه داشتن نسخهٔ جمع و خرج... آن قریه اشتغال مینمود ناگاه جذبه ای به وی رسیده به سلوک مشغول گردید». وی طبع شعری هم داشته است و به استقبال بعضی از غزلیات مولوی رفته و کتابی به نام جنون المجانین پرداخته است. مولانا شیخی قهستانی در وفات او سروده است: امیر تارک و سالک قوام ملت و دین که در طریق طلب مثل شاه ادهم بود به سال هفتصد و سی و چار میلادش به سلخ روزه و آغاز عید عالم بود شب مفارقتش بر شهور هشتصد و بیست به اقتضاء قضا پنج شب مقدم بود. (از رجال حبیب السیر ص ۵۸). و نیز رجوع به حبیب السیر ج ۳ جزو ۲ ص ۷۸ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید