معنی واژه نصرآبادی
3 بازدید
[ نَ ] (اِخ) ابراهیم بن محمد معروف به شیخ ابوالقاسم نصرآبادی از اکابر صوفیان و عارفان قرن چهارم هجری و خلیفهٔ شیخ شبلی جعفربن یونس است، در قریهٔ نصرآباد اصفهان خانقاهی داشته است. وفات وی به سال ۳۷۲ یا ۳۶۷ هـ . ق. در نصرآباد اصفهان -یا به روایتی در مکه و به روایتی دیگر در مدینه -اتفاق افتاد. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۹۴) (طریق الحقایق ج ۲ ص ۲۱۰). و نیز رجوع به مقدمهٔ تذکرهٔ نصرآبادی شود.[ نَ ] (اِخ) امین (میرزا...) از شعرای اواخر قرن یازدهم هجری است در علم حساب و نجوم و صنایع شعری دستی داشته است. او راست: غبار خاطر احباب شد نصیحت من به خانه گرد هم از بهر رفت و رو برخاست. تا حیاتی هست ما را روزی ما می رسد آب تا جاری بود این آسیا در گردش است. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۵۳ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۹۶ شود.[ نَ ] (اِخ) صادق (میرزا...)بن میرزا صالح متخلص به مینا. از فضلاء و شاعران قرن یازدهم است وی در علوم ریاضی و اسطرلاب و هندسه دستی داشته و در فنون سپاهی گری هم ممتاز بوده است، او در هند ولادت یافت و در سال ۱۰۶۱ هـ . ق. در همان مملکت درگذشت. او راست: به نام خداوند مینا و می خداوند چنگ و خداوند نی از او ساغر ماه گردون نشین وز او دور جام سپهر برین. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۶۴ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۳۵).[ نَ ] (اِخ) محمد طاهر (میرزا...) از ادبا و شعرای قرن یازدهم است، وی مؤلف تذکره ای است که به نام خود او «تذکرهٔ نصرآبادی» معروف شده است و مشتمل است بر شرح حال قریب یک هزار تن از شاعران معاصر مؤلف. وفات وی در اواخر قرن یازدهم یا اوایل قرن دوازدهم و به هر حال بعد از سال ۱۰۹۹ هـ . ق. اتفاق افتاده. او راست: تا نسیم عطر زلفت بر صبا پیچیده است عطسه در مغز غزالان ختا پیچیده است در سر ما نیست گردن تافتن از قید عشق گوش ما را دست تسلیم و رضا پیچیده است دل شهید آرزو کردیم از تیغ هوس خون دل ما را چنین بر دست و پا پیچیده است. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۵۷ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۹۶ شود.