معنی واژه نصبة
4 بازدید
[ نَ بَ ] (ع اِ) واحد نصب است به معنی نشانهٔ برپا کرده شده، علم منصوبه. (از اقرب الموارد). رجوع به نصَب شود. || دام برپا کرده و آنچه در مقابل هجوم دشمن برپا میکنند. (ناظم الاطباء). || در اعراب، علامت نصب. (از المنجد). || آن را بر غرسهٔ [ : قلمهٔ درخت ] آماده برای نصب [ : کاشتن ] هم اطلاق کنند. (از المنجد).[ نُ بَ ] (ع اِ) ستون. (آنندراج). فرسنگسار. شاخص. (فرهنگ خطی). ستون برپا شده. (ناظم الاطباء). ستونی که [ در بیابان ] برپا کنند شناختن علامت راه را. (از المنجد) (از متن اللغة). آنچه برپا کنند شناسائی راه را. (از المنجد). ج، نُصَب. || دکل کشتی. (ناظم الاطباء).[ نِ بَ ] (ع اِ) هیأت و حالت برخاستن. (یادداشت مؤلف). چگونگی نصب. نوع النصب. (المنجد) (از اقرب الموارد).