معنی واژه نصال
5 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) پیکان ها. (غیاث اللغات). جِ نصل. رجوع به نَصْل شود: و شیاطین ملاحده به نصال شهب آسای متجنده بسیار سوخته گشتند. (جهانگشای جوینی). || فارسیان به معنی مفرد [ : پیکان تیر ] استعمال کنند. (از آنندراج): آزمایش را گر تیر تو بر پیل زنی ز دگر سوی چو جویند بیابند نصال.فرخی.[ نَ صْ صا ] (ع ص) پیکان گر. (دهار) (از مهذب الاسماء).