معنی نشیل
4 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) گوشت پاره ای که از دیگ بدون کفگیر با دست برآرند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گوشت پاره ای که از دیگ به یک کفگیر [ ؟ ] به دست برگیرند. (منتهی الارب) (آنندراج). || گوشت بی توابل پخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از المنجد) (از متن اللغة). گوشت که پزند بی توابل. (مهذب الاسماء). گوذآب. جوذاب. و آن چیزی باشد که بپزند بی توابل. (یادداشت مؤلف). || شیر در هنگام دوشیدن. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از المنجد) (از متن اللغة). || تیغ سبک تنک. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). شمشیر خفیف رقیق. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). || آب که نخستین از چاه برآرند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از المنجد).[ نَ ] (ص) آویزان و آویخته شده. معلق شده. (ناظم الاطباء). نشل. (شعوری ج ۲ ص ۳۸۸).
کلمات همقافیه با «نشیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر