معنی نشیش
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) آواز جوشش آب و دیگ و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آواز آب و جز آن چون بجوشد. (از المنجد) (از اقرب الموارد). بانگ جوشیدن دیگ و بانگ سبوی. (مهذب الاسماء). بانگ غلیان دیگ. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). آواز آب چون بجوشد. آواز آب چون آهنی تفته در آن فروکنند. (یادداشت مؤلف). || (مص) فروخوردن گرفتن آب غدیر در زمین. (از منتهی الارب) (از المنجد). فروخوردن آب به زمین. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). فرورفتن آب در زمین. (از ناظم الاطباء). || نش. (المنجد) (متن اللغة) (اقرب الموارد). در معانی مصدری رجوع به نَشّ شود.
کلمات همقافیه با «نشیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر