معنی نشیب و فراز
5 بازدید
[ نِ / نَ بُ فَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) پست و بالا. دشت و کوه. سهل و جبل : رسیدند زی شهر چندان فراز سپه خیمه زد در نشیب و فراز.رودکی. شهریاری که گرفته ست به تدبیر و به تیغ از سراپای جهان هرچه نشیب است و فراز. فرخی. ز مشکلات طریقت عنان مپیچ ای دل که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز.حافظ. روندگان طریقت ره بلا سپرند رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز. حافظ. || سختی و سستی. خوب و بد. پست و بلند: یکی کار پیش است و رنج دراز که هم با نشیب است و هم با فراز.فردوسی. که هر کس که دید آن دوال و رکیب نپیچد دل اندر فراز و نشیب.فردوسی. که دارد زمانه نشیب و فراز.فردوسی. کیت فهم بودی نشیب و فراز گر این درنکردی به روی تو باز.سعدی. - درنشیب و فراز گشته؛ آزموده. مجرب. (یادداشت مؤلف): به همدان گشسب آن زمان گفت باز که ای گشته اندر نشیب و فراز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نشیب و فراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر