معنی نشیئة
4 بازدید
[ نَ ءَ ] (ع اِ) حوض نو کنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (صراح) (ناظم الاطباء). اول ما یعمل من الحوض. (اقرب الموارد). || گویند هو بادی النشیئة؛ آنگاه که آب آن خشک شود و زمین آن پیدا گردد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سنگ که در تک حوض اندازند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سنگی که در کف حوض کارگذارند و خاکی که اطراف نصائب [ سنگهای پیرامون حوض ] باشد. (از اقرب الموارد). || خاک که گرد سنگ باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || خرمای تر و تازه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شاخ نازک خرمابن بلند. (منتهی الارب) (آنندراج). شاخهٔ نازک و بلند خرمابن. (ناظم الاطباء). || آنچه راست برآمده باشد از هر گیاه و هنوز سطبر نگردیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). هر گیاه راست آمده ای که هنوز سطبر نشده باشد. (ناظم الاطباء). نشأة. (از المنجد). || گیاه نصی یا صلیان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (مص) برخاستن بعد خفتن. (منتهی الارب). برخاستن پس از خفتن. (ناظم الاطباء). برخاستن بازِ خفتن. (آنندراج). ناشئة. (اقرب الموارد) (المنجد). قیام بعد از نوم. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «نشیئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر