معنی نشوق
4 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) آنچه ادویهٔ رقیق [ که ] در بینی اندازند. (غیاث اللغات). داروی بینی که در بینی ریزند یا ببویند آن را تا از حرارت و بویش عطسه برآید. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). داروی در بینی ریختنی و داروئی که به بینی کشند. (ناظم الاطباء) (از المنجد). اجسام رطبه که به واسطهٔ هوا به بینی کشیده شود، و هرچه را که به دم به بینی درکشند از بخار یا بوی. (یادداشت مؤلف از بحر الجواهر). کل ما استعمل ناشقا کالفلفل لتعطیس و الشب لقطع الرم. (ضریر انطاکی). آنچه به بینی درکشند از دوای کوفته یا مایع یا بخار و دود. (یادداشت مؤلف). || کنایه از وساوس شیطانی است. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نشوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر