معنی نشوار
4 بازدید
[ نِ شْ ] (معرب، مص) کلمهٔ فارسی معرب است. گذاشتن ستور اندکی از علف. (از منتهی الارب). باقی گذاشتن حیوان از علف خود. (از اقرب الموارد). معرب نشخوار است. || (اِ) کلمهٔ فارسی معرب است به معنی آنچه از کاه و علف که ستور در آخور باقی میگذارند. (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). باقی علف که ستور و جز آن بگذارد. (مهذب الاسماء). نشخوار. (غیاث اللغات) (آنندراج) (نصاب) (از جهانگیری). در فارسی نُشوار صورتی از نشخوار است. (یادداشت مؤلف) || آخور ستور. (منتهی الارب) (نصاب) (آنندراج).[ نُ شْ ] (اِ) نشخوار. (جهانگیری). رجوع به نِشْوار شود.
کلمات همقافیه با «نشوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر