معنی نشمن
5 بازدید
[ نِ مِ ] (اِ) به لغت زند و پازند، خویش. تبار. (از برهان قاطع) (از آنندراج). قوم. طایفه. آل. قبیله. || تخت. اورنگ. کرسی. مسند. (ناظم الاطباء).[ نَ مَ ] (اِ) بخت. طالع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نشمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر