معنی نشست و خاست کردن
6 بازدید
[ نِ شَ تُ کَ دَ ] (مص مرکب) مصاحبت کردن. معاشرت کردن. رجوع به نشست و خاست شود.
کلمات همقافیه با «نشست و خاست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر