معنی نشستگه
4 بازدید
[ نِ شَ گَ هْ ] (اِ مرکب) نشستگاه. جای نشستن. مقام. مکان. جا. رجوع به نشستگاه شود: پیش دل اندر بکن نشستگهم وز عمل و علم کن نثار مرا.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نشستگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر