معنی نشدة
7 بازدید
[ نِ دَ ] (ع مص) جستن گمشده را. (منتهی الارب) (از تاج المصادر بیهقی). نشد. (اقرب الموارد). || تعریف نمودن گمشده را. (از منتهی الارب). نشد. (اقرب الموارد). || بشناختن کسی را. || سوگند دادن به خدا. (از منتهی الارب). سوگند بر کسی دادن. (زوزنی). نشد. در تمام معانی رجوع به نَشد شود. || (اِ) بانگ. آواز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صوت. (المنجد) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نشدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر