معنی نشخور
5 بازدید
[ نَ خوَرْ / خُرْ ] (اِ) نشخوار. (از برهان قاطع). نشخار. (جهانگیری). || بعضی مکرر خائیدن و چانه بر هم زدن شتران و گوسفندان را نیز گفته اند فروبردهٔ خود را. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «نشخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر