معنی نشتی
6 بازدید
[ نِ ] (حامص) (از: نشت +ی حاصل مصدر، اسم معنی). (حاشیهٔ برهان قاطع). به معنی خوشی و نیکی باشد، چه نشت به معنی خوش و نیک است. (برهان قاطع). خوشی. نیکی. (ناظم الاطباء). || (فعل) به معنی: چونی؟ و چه حال داری؟ هم هست. (برهان قاطع).[ نَ ] (حامص) سستی. زبونی. ناتوانی. بی استواری. (ناظم الاطباء). رجوع به نشت شود. || (ص نسبی) که نشت کرده باشد. مایعی که از ظرفش نفوذ کرده و تراویده باشد: روغن نشتی.
کلمات همقافیه با «نشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر