معنی نشبل
6 بازدید
[ نَ بَ ] (اِ) دست بر چیزی زدن و درآویختن. (برهان قاطع) (آنندراج). دست زدگی بر چیزی و درآویختگی. (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف نشل است. (حاشیهٔ برهان چ معین). || دو چیز را بر هم دوختن و به هم چسبانیدن. (برهان قاطع) (آنندراج). چیزی را به چیزی دیگر دوختن و پیوند کردن. (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف نشل است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به نشل شود.
کلمات همقافیه با «نشبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر