معنی نشبة

معنی نشبة

6 بازدید
[ نُ شَ بَ ] (ع ص) مردی که چون به کاری درآویزد از آن دست نکشد. (ناظم الاطباء) (از المنجد). نُشبَة. (المنجد).
[ نُ بَ ] (ع اِ) آویزش. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) مردی که به کاری آویزد و رها نشود. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نُشَبَة. (المنجد). گویند: کنت نشبة فصرت عقبه؛ ای کنت اذا نشبت و علقت بانسان لقی منّی شراً فقد اعقبت الیوم و رجعت. (منتهی الارب)؛ بودم من که چون درمی آویختم به کسی از من به وی بدی می رسید و امروز برگشتم از آن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) گرگ. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اسم است گرگ را. (از معجم متن اللغة) (از المنجد) (از اقرب الموارد). || (مص) نشب. (منتهی الارب) (المنجد) (اقرب الموارد). رجوع به نشب شود.
[ نَ شَ بَ ] (ع اِ) مال اصیل اعم از ناطق یا صامت. (از منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد). نَشَب. (المنجد). || آب و زمین. (منتهی الارب). عقار، و گفته اند مال و عقار. (از اقرب الموارد). || نَشَب. (المنجد).

کلمات هم‌قافیه با «نشبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید