معنی نشانهگاه
3 بازدید
[ نِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آماج. هدف. آماجگاه : در زخم چنین نشانه گاهی سالیت نشسته گیر و ماهی.نظامی. او گرچه نشانه گاه درد است آخر نه چو من زن است مرد است. نظامی (لیلی و مجنون چ دستگردی ص ۱۸۴). || جای معهود: حالی که بیاوری ز راهش بنشان به فلان نشانه گاهش.نظامی. || مصداق. - نشانه گاه چیزی بودن؛ به آن معروف و متصف بودن : زن چیست نشانه گاه نیرنگ در ظاهر صلح و درنهان جنگ.نظامی. و اکنون که نشانه گاه جودم تا باز عدم شود وجودم.نظامی.
کلمات همقافیه با «نشانهگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر