معنی نشاطپرست
4 بازدید
[ نَ / نِ پَ رَ ] (نف مرکب) نشاطمند. شادمان. خوشحال. || آنکه به عیش و عشرت می گذراند. (ناظم الاطباء). عیاش و خوش گذران : چونکه بهرام شد نشاطپرست دیده در نقش هفت پیکر بست.نظامی.
کلمات همقافیه با «نشاطپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر