معنی نشاص
5 بازدید
[ نِ ] (ع ص، اِ) رجوع به نَشاص شود.[ نَ ] (ع ص، اِ) ابر بلندبرآمده یا ابر برهم نشسته. (منتهی الارب) (آنندراج). ابر بلند که پاره ای از آن بر فراز پاره ای دیگر باشد. (از اقرب الموارد). نِشاص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، نُشُص، نشائص. || دختر جوان هم سن. (منتهی الارب) (آنندراج). دختران جوان هم سن. (ناظم الاطباء). اتراب. (از اقرب الموارد). || هموار. برابر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مساوی. (ناظم الاطباء). مستوی. (از اقرب الموارد). گویند: رأیت نشاص خیل و ابل؛ اذا کانت مستویة. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نشاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر