معنی نشاخیدن
6 بازدید
[ نِ دَ ] (مص) نشانیدن. (برهان قاطع). نشاختن. || تعیین کردن. (برهان قاطع). نشاختن. رجوع به نشاختن شود.
کلمات همقافیه با «نشاخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر