معنی نش‌ء

معنی نش‌ء

6 بازدید
[ نَ شْ ءْ ] (ع اِ) ابر بلند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سحاب مرتفع. (از المنجد) (از اقرب الموارد). یا ابر پاره که نخستین نمایان گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). پاره ابری که در آغاز نمایان شود. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || شتران ریزه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صغارالابل؛ کوچک از شتران. || جِ ناشی ء. رجوع به ناشی ء شود. || نسل. ج، نشأ. گویند هو نش ء سوء، او من نش ء سوء. (المنجد) (اقرب الموارد). || (مص) آفریدن. || زیستن. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || جوان گشتن. بالیدن و جوان گشتن. (آنندراج). بالیدن و جوان شدن کودک و از حد صباوت گشتن و به بلوغ رسیدن وی. (از اقرب الموارد). گوالیدن و جوان گشتن و بزرگ شدن. (از ناظم الاطباء). جوان شدن و به ادراک رسیدن. (از المنجد). نشوء. نشأة. نشاء. نشائة. (المنجد) (اقرب الموارد). || بلند برآمدن ابر. (از ناظم الاطباء) (آنندراج). بالا گرفتن ابر. (المنجد) (از اقرب الموارد). نشوء. نشأة. نشاء. نشائة. (المنجد).

کلمات هم‌قافیه با «نش‌ء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «‌ء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید