معنی نسق شدن
6 بازدید
[ نَ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) برقرار شدن. مقرر شدن. (ناظم الاطباء): ز فرمان همایون شد در این عید چراغانی که شبها روز گردید نسق شد تا کنند از بهر پرتو به قندیل کواکب روغن از نو. شفیع اثر (از آنندراج). || فتوی داده شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نسق شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر