معنی نسر واقع
6 بازدید
[ نَ رِ قِ ] (اِخ) ستاره ای است روشن به صورت کرکسی که از بالا به فرود آینده باشد و آن به جانب قطب جنوب است. ستاره ای است روشن با دو ستارهٔ دیگر و این هر سه ستاره بر مثال مثلث کوچک واقع شده اند به جهت مشابهت او به کرکسی که بال به هم آورده باشد و آن دو ستاره به منزلهٔ دو بال اوست. (از غیاث اللغات). آن ستارهٔ روشن که اندر چنگ رومی است او را نسر واقع خوانند. (از التفهیم). نام صورت نهم از نوزده صورت شمالی فلکی قدماء و عرب آن را سلحفات نیز نامد و به یونانی آن را لورا [ چنگ ] خوانند. (از مفاتیح). و آن سه ستاره است بر شکل دیگ پایه که دو ستاره را به شکل بال طایر پنداشته اند که در حال پائین آمدن است. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۱۶۴). کوکبی است از قدر اول در صورت شلیاق و آن را وقتی با دو کوکب دیگر نزدیک او توأم کنند به مجموع سه پایه نامند. (یادداشت مؤلف): شده نسر واقع به سان سه بیضه شده نسر طائر چنان شاخ نخلی.منوچهری. ز چرخ صید کند نسر طایر و واقع عقاب همت او از بلندپروازی.سوزنی. عمر ضایع شده را سلوت جان بازآرید نسر واقع شده را قوت پر بازدهید.خاقانی. به زیرش نسر طایر پر فشانده وز او چون نسر واقع بازمانده.نظامی.
کلمات همقافیه با «نسر واقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر