معنی نسخه کردن
7 بازدید
[ نُ خَ / خِ کَ دَ ] (مص مرکب) یادداشت کردن. نوشتن : از آبنوس روز و شبم زآن کند دوات تا نسخه می کنم به قلم محضر سخاش. خاقانی. || استنساخ کردن. رونویس کردن : امیرالمؤمنین فرمود تا آن را نسخه کردند و به خزانهٔ کتب فرستادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸۴). || سیاهه برداشتن. صورت برداشتن : یاران بسیار داشتی همه دزدان و راهزن، شب و روز راه زدندی و کالا به نزد فضل آوردندی که مهتر ایشان بوده و او میان ایشان قسمت کردی و آنچه خواستی نصیب خود برداشتی و آن را نسخه کردی. (تذکرةالاولیاء). || نوشتن طبیب نوع و مقدار دوا و غذای مریض را. || تجویز کردن طبیب دوا یا غذائی خاص بیمار را. در تداول گویند: مگر حکیم نسخه کرده است؟؛ مگر واجب است؟ مگر گزیری از آن نیست؟
کلمات همقافیه با «نسخه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر