معنی نستعلیقگوی
5 بازدید
[ نَ تَ ] (نف مرکب) کسی که با تکلف فصیح سخن گوید. (فرهنگ نظام). کسی که الفاظ فصیح و بلیغ به تکلف گوید و الفاظ به مخرج ادا کند. (غیاث اللغات): ز نستعلیق گو یاقوت لب ریحان خطی دارم کز انگشت شهادت می کشد خط بر غبار من. محمدسعید اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نستعلیقگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر