معنی نسبتی
6 بازدید
[ نِ بَ ] (ص نسبی) منسوب. متعلق به نسبت. || برادرزن. (از ناظم الاطباء).[ نِ بَ ] (اِخ) شاه محمدصالح تهانیسری، متخلص به نسبتی. از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف تذکرهٔ نتایج الافکار در قصبهٔ تهانیسر از ولایت پنجاب اقامت و تکیه ای داشته و دعوت شاهزاده داراشکوه را به ترک عزلت و قبول ملازمت نپذیرفته، دیوانی قریب پانزده هزار بیت داشته و به سال ۱۱۰۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: هم ز دل دزدیده صبر و هم دل دیوانه را دزد ما با خانه می دزدد متاع خانه را. ما را چو خس و خار معین وطنی نیست بر هر سر خاکی که فتادیم وطن شد. نسبتی دل به درد معتبر است لاله با داغ آبرو دارد. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۴۸، تذکرهٔ حسینی ص ۳۵۱، کلمات الشعراء سرخوش ص ۱۱۸، سفینهٔ خوشگو ذیل حرف «ن»، تذکرهٔ نتایج الافکار ص ۷۲۰ و روز روشن ص ۶۹۲ شود.
کلمات همقافیه با «نسبتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر