معنی نسایج
6 بازدید
[ نَ یِ ] (ع اِ) نسائج. جِ نسیجة، به معنی بافته. رجوع به نسیجة و نسائج شود. || مجازاً، سروده. به نظم آمده : و از نسایج خاطر این امیر بیت ها است که در کتاب وشاح دمیةالقصر آورده ام. (تاریخ بیهقی ص ۹۸). || علمای بی نظیر. (فرهنگ نظام از فرهنگ وصاف). ظاهراً منظور نسیج وحده است. رجوع به نسیج وحده شود.
کلمات همقافیه با «نسایج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر