معنی نسامة
4 بازدید
[ نَ مَ ] (ع مص) زهیدن آب از زمین. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گویند: نسمت الارض نسامةً؛ زهید آب آن زمین. (ناظم الاطباء). || به سپل زدن شتر زمین را. || متغیر گردیدن چیزی. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نسامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر