معنی نساب
4 بازدید
[ نَ سْ سا ] (ع ص، اِ) مرد نیک دانا به انساب. (از منتهی الارب) (آنندراج). علیم به انساب. (اقرب الموارد). عالم به انساب. (المنجد). مرد دانای به انساب مردم. (از ناظم الاطباء). نسب شناس. متخصص در معرفت انساب. (سمعانی). نسابة. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه نسب های مردم داند.
کلمات همقافیه با «نساب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر