معنی نساء
5 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) زنان. (آنندراج) (غیاث اللغات) (منتهی الارب) (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۹۹). جِ امرأة است به خلاف قیاس که از مادهٔ مفرد خود نیست. (غیاث اللغات از صراح) (از منتهی الارب).[ نَ ] (ع اِ) درازی عمر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). طول عمر. (المنجد) (اقرب الموارد). || نساءالقوم؛ آخر آن قوم. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || (مص) بازپس انداختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). تأخیر کردن. (تاج المصادر بیهقی).[ نَ سْ سا ] (ع ص) کثیرالنسیان. نَسیان. (المنجد).[ نِ ] (اِخ) (الـ ...) نام چهارمین سوره از قرآن مجید، پس از آل عمران و پیش از مائده، مدنیه است و یکصد و هفتادوشش آیت است و چنین آغاز شود: یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة.[ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لورا و شهرستانک بخش کرج شهرستان تهران، در ۶۴هزارگزی شمال شرقی کرج واقع است و ۶۸۴ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه، محصولش غلات و میوه و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی و کارگری است. معدن زغال سنگ در این ده وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ نِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ نِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «نساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر