معنی نزول کردن

معنی نزول کردن

8 بازدید
[ نُ کَ دَ ] (مص مرکب) نزول نمودن. فرودآمدن. منزل کردن. توقف کردن. ساکن شدن. وارد شدن. ورود کردن : بر کران آب برابر شاه مالک نزول کرد. (تاریخ بیهقی ص ۶۹۸). ناگاه غمت بر دل ما کرد نزول جان پیش غمت بهر نثار آوردیم. ناصرخسرو. هر دشت بی گیا که تو در وی کنی نزول با جویهای آب روان مرغزار باد. مسعودسعد. شب... زاهد به خانهٔ وی نزول کرد. (کلیله و دمنه). مجرد آی در این راه تا ز حق شنوی اِلیَّ عبدی اینجا نزول کن اینجا.خاقانی. ناگاه خبر رسید که امیر سیف الدوله به پل زاغول نزول کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۶۸). - بر کسی نزول کردن؛ بر او وارد شدن. مهمان او شدن : بر جبههٔ تو آیت رحمت نوشته اند ای بخت آن کسی که تو بر وی کنی نزول. امیرحسن دهلوی (از آنندراج). || فرودآمدن. به زیر آمدن. (ناظم الاطباء). هبوط کردن. فرودافتادن. پائین آمدن : از بدی های زن مشو ایمن گرچه از آسمان نزول کند.؟ || سقوط کردن. تدنی. پست شدن. || حلول کردن. نفوذ کردن. مستولی شدن : هیبتی زآن خفته آمد بر رسول حالتی خوش کرد بر جانش نزول.مولوی. || در تداول، پول از نزول خوار به وام گرفتن. قرض نزولی گرفتن. قرض کردن و نزول دادن. رجوع به نزول گرفتن شود.

کلمات هم‌قافیه با «نزول کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید