معنی نزح

معنی نزح

8 بازدید
[ نَ زَ ] (ع ص) آب تیره. (منتهی الارب). آب کدر و تیره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از المنجد). || چاه که بیشتر آب او کشیده باشند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از المنجد). یا آب آن تمام شده باشد. (از المنجد). || دار نزح؛ خانهٔ دور. (ناظم الاطباء). نُزُح. ج، انزاح.
[ نَ ] (ع مص) دور گردیدن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). نزوح. (منتهی الارب). || آب از چاه کشیدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). کشیدن. برکشیدن. (یادداشت مؤلف). کشیدن همهٔ آب چاه را یا اندکی باقی گذاشتن از آن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). کشیدن آب چاه تا آنکه بسیار کم یا تمام شود. (از المنجد). || کشیده شدن همهٔ آب چاه. (از منتهی الارب) (آنندراج). بسیار کم شدن آب چاه یا تمام شدن. (از المنجد). || صاحب چاه آب برکشیده شدن. (از منتهی الارب). || به صیغهٔ فعل مجهول، دور شدن از دیار خود بر اثر غیبت دراز: نُزِحَ بفلان. (از منتهی الارب) (از المنجد).
[ نُ زُ ] (ع ص) دور. (منتهی الارب) (آنندراج). || چاه همهٔآب برکشیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد) (از اقرب الموارد). چاه کم آب. (منتهی الارب) (از آنندراج). چاهی که بیشتر آب آن کشیده باشند. (فرهنگ خطی) (اقرب الموارد). نازح. نزوح. (المنجد). || (ص، اِ) جِ نَزوح. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نزح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید