معنی نزب
10 بازدید
[ نَ ] (ع مص) بانگ کردن آهو. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یا به خصوص بانگ کردن تکه و آهوی نر به وقت گشنی. (منتهی الارب) (آنندراج). نزیب. نزاب. (اقرب الموارد).[ نَ زَ ] (ع اِ) لقب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). پازنامه. (منتهی الارب). پاچنامه. (ناظم الاطباء). ج، انزاب.
کلمات همقافیه با «نزب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر